یا اباصالح المهدی
شهدا تا ابد راهتان جاوید باد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مشتاق شهادت
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به نام او

 

گفتی : غزل بگو؟مجال کو؟

شیرین من برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل ولی

گیرم هوای پر زدنم هست بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را

چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چهار فصل دلم را ورق زدم

آن برگهای سبز سراغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند

حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو؟

بهار 74

مرحوم قیصر امین پور برای شادی روحش صلوات.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 25 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام خالق علی

علی ای برترین مرد عالم

علی ای مرد تنهای مظلوم

علی ای پدر حسن و حسین

علی ای زیباترین نام

علی ای مرد مردان

علی ای وصف ناشدنی...

علی ای مولای من...

علی جانم عیدت مبارک

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 25 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام او

 

گاهی نمی دانیم چه بگوییم یا چه بنویسیم از کجا شروع کنیم اما منتظر تلنگر اندیشه ایم! حال من الان همین گونه است .

 

چه قدر انتظار سخت است . گاهی دلمان از انتظار لبریز می شود و می خواهیم فریاد بر آوریم حال من الان این گونه است .

 

چه حال سختی است . گویی از تمام دنیا دل گیری و غصه ها تو را دگرگون می کند.

 

گاهی دوست داری بغض کنی و فریاد بزنی ای حلال مشکلات بیا تا دیگر طعم تلخی را حس نکنیم.

 

به راستی آیا زود می آیی؟!

 

کاش برای حضورت دعایی از ته قلب کنیم.

 

برای سلامتی او صلوات





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 18 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام یارمهربان

 

سلام عیدتون مبارک هر چند دیر بود این تبریک.

پر از روزهای برفی و باراتی برایتان آرزومندم.

خدا را شکر که این برف را شاهدیم.

امروز یک روز کاملا  دوست داشتنی است و می توان این را حس کرد.

 

در آخر برای سلامتی آقا صلوات..

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه 17 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام تنهای دوست داشتنی

هیچ غمی چون غم تو دل را آتش نمی زند و هیچ صدایی جز صدای تو مرا آرام نمی کند !

با تو هستم ای کسی که نزد خدا با عزت ترینی!

براستی که تو چه کشیدی ؟!آیا جز خدا کسی می تواند تفسیرت کند؟!

جوابش واضح است هیچ کس جز خدا تو را تفسیر نخواهد کرد

زیرا که تو تفسیر شدنی نیستی؟!

ای زیبا با شما هستم ای حسین دشت نینوا!

چند روز دیگر سفیر تو را تنها و خسته  می کشند و تو برای سفیرت اشک می ریزی!

حال بهتر است تا ماه محرم نیامده برگردی وگرنه تورا....

زبانم لال اتفاقی می افتد؟!

راستی که اگر ابراهیم نبی  اسماعیل را قربانی می کرد شما که با همه رفتید و قربانی راه خدا شدید؟!

عید قربان نزدیک است اما شما چه قربانی هایی برای خدا کردید؟!

آقا راستی عید ت مبارک؟!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
جمعه 13 آبان 1390
مشتاق شهادت

به  نام مهربان

اول هر سخن سلام است چون نام پروردگار است

چند حدیث از پیامبر را برایتان می نویسم انشاءالله که عمل کنیم.

از رسول خدا پرسیده شد که شما چگونه هم خبرهای غیبی را می شنوید و هم حقایق غیبی را می بینید؟ایشان فرمودند:

اگر شما هر حرفی را نگویید و دل را چراگاه شیطان نکنیدهر چه می بینم شما هم می بینید و هر چه من می شنوم شما هم می شنوید.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:کسی که خداوند متعال را بشناسدو او را تعظیم کند دهانش را از سخن بی فایده حفظ می کند و شکمش را از غذا نگه می دارد و رنج روزه گرفتن و نماز گزاردن را بر خویش هموار می کند.

در سخن دیگر ایشان می فرماید:عقل چیزی است که خداوند با آن عبادت می شودو بهشت با آن به دست می آید.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
پنجشنبه 12 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام او

من این شعر رو خیلی دوست دارم برای شما هم می گذارم که بخوانید!

پیش از این ها فکر می کردم خدا خانه ای دارد میان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

برسر تختی نشته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او/ هر ستاره پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان/نقش روی دامن او کهکشان /رعد و برق شب طنین خنده اش/سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

دکمه ی پیراهن او آفتاب/برق تیر وخنجر اوماهتاب

هیچ کس از جای او اگاه نیست/هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از این ها خاطرم دلگیر بود / از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین/ خانه اش در آسمان دور اززمین

بود اما در میان ما نبود/مهربان وساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم از خود از خدا/ از زمین از آسمان از ابرها

زود می گفتند این کار خداست/ پرس وجو از کار او خطاست

هر چه می پرسی جوابش آتش است/ آب اگر خوردی عذابش آتش است

تا ببندی چشم کورت می کند/ تا شوی نزدیک دورت می کند/ گج گشودی دست سنگت می کند/ گج نهادی پای لنگت می کند/تا خطا کردی عذابت می کند/در میان آتش آبت می کند

با همین قصه دلم مشغول بود/خوابهایم خواب دیو و غول بود

خواب می دیدم که غرق آتشم/ در ئهان شعله های سر کشم/ در دهان ازدهای خشمگین/ بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعرهایم بی صدا/در طنین خنده ی خشم خدا/ نیت من در نمازو در دعا/ ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم همه از ترس بود / مثل از بر کردن یک درس بود/ مثل تمرین حساب و هندسه/ مثل تنبیه مدیر مدرسه/تلخ مثل خنده ای بی حوصله/ سخت مثل حل صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود/ مثل صرف فعل ماضی سخت بود/

تا که یک شب دست در دست پدر/ راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه در یک روس/ خانه ای دیدم خوب و آشنا

زود پرسیدم پدر این جا کجاست؟

گفت این جا خانه ی خوب خداست

گفت این جا می شود یک لحظه ماند/ گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست و رویی تازه کرد/ با دل خود گفت و گویی تازه کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین/خانه اش این جاست؟ااین جا در زمین؟!

گفت آری خانه ی او بی ریاست/فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان و سادهخ بی کینه است/ مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم ودشمنی/ نام او نور و نشانش روشنی

خشم نامی از نشانه های اوست/ حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی شیرین تر است/ مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست معنا می دهد/ قهر قهر هم با دوست معنا می دهد

هیچ کس با دشمن خود قهر نیست/ قهری او هم نشان دوسی است

تازه فهمیدم خدایم این خداست/ این خدای مهربان وآشناست

دوستی از من به من نزدیک تر/ از رگ گردن به منت نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد/ نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود/ چون حبابی نقش روی آب بود

می توانم بعد از این با این خدا/ دوست باشم دوست پاک وبی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد/ سفره ی دل را برایش باز کرد/ می توان درباره ی گل حرف زد/ صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت/ با دو قطره صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد/ مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند/ با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد/ با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان در باره ی هر چیز گفت/ می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا/ پیش از این ها فکر می کردم خدا...

زنده یاد قیصر امین پور برای شادی روحش صلوات

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
جمعه 6 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام خدای باران

سلام روز بارونی تون بخیر!راستی خدا رو به خاطر بارون شکر کردیم؟!اگه این کار رو نکردیم زود و تند وسریع ازش تشکر کنیم.

 

باز قدری در آب

آسمان ریخته است

آسمان با دریا در هم آمیخته است

آب در پرواز است

غرق در بی صبری

ابرها مواج اند موج ها هم ابری.

 

بارون رو دوست داشته باشیم و برای اومدنش دعا کنیم.

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
پنجشنبه 5 آبان 1390
مشتاق شهادت

به نام او

خدایا با این نعمت شروع می کنم که من نبودم وتو بر من جامه ی هستی پوشاندی وابتدا مرا از خاک آفریدی و سپس در منزلگاه صلب پدران قرارم دادی و در مراحل نخستین وجودم در عرضه ی طبیعت در محلی امن وامان از حوادث جایم دادی. طی تحولات روزگاران و گذشت سالیان هم چنان مرا از اصلاب پدران به ارحام مادران منتقل کردی تا چشم به این دنیا گشودم.

خدایا تورا سپاس...

در این قسمت سخنانی از مولا امام محمد باقر علیه السلام رو که پراز مطالب شنیدنی و عمل کردنی است رو می نویسم:

خداوند دوست ندارد مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد.

هر کس با خانواده اش خوش رفتار باشد بر عمرش افزوده می شود.

چهره ی شاد و روی باز وسیله ی دوستی و نزدیکی با خداست و ترش رویی و بد رفتاری وسیله ی دشمنی و دوری از خداوند.

بهترین چیزی را که دوست دارید درباره ی شما بگویند درباره ی مردم بگویید.

خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع بدون ناسزا گویی شوخی کند را دوست دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 2 آبان 1390
مشتاق شهادت